اینجا آرشیو وبنوشت های قدیمی من است، برای ادامه ی مرور آرشیو اینجا را کلیک کنید.

و برای دیدن وبلاگ جدید من، اینجا را کلیک کنید

فوتوبلاگ من هم اینجا است.


بد جور یکنواخت شدم!!

۱۵ آذر ۱۳۸۷ • دسته: روزنوشت ها

هر روز ساعت ۹:۳۰ یا ۱۰:۰۰ صبح از خواب بیدار میشم …
اغلب روز ها حس صبحانه خوردن رو ندارم (اصولا حس تنهایی سر سفره نشستن رو ندارم).
ولی گهگاهی که میل به صبحانه دارم! با شوق و ذوق عازم آشپزخونه میشم. :clap_tb:
ولی در ۹۹/۹ درصد از اوقات هیچ چیز قابل بلعی یافت نمیشه.  :doh_tb:
و نا امید همون راهی که اومدم رو برمیگردم و دوباره میرم سر جای همیشگیم  :sad_tb: (پشت کامپیوتر).

پیش از هر کاری ایمیل هام رو چک میکنم به امید اینکه خبر خوشی توشون باشه ،
بلکه غم شکست صبحانه ای رو جبران کنه.
- گاهی اوقات ایمیلهای خوبی رسیده(سفارش کار و…) :smile1_tb:
- بعضی روزا ایمیلی ندارم (بجز اسپم های عزیز که همیشه هستند- Spam)  :mad1_ee:
- ولی گاهی اوقات ایمیل های ناخوشایندی دریافت میکنم، مثل امروز:  :wallbash_tb:

Mr.Dehghani
Your account for username:*** will expire Tomorrow and we have not received any renewal request from you.
Plz call us on 5553807. Regards,
Khalij Fars Online

با گرفتن چنین ایملهایی متوجه میشم که یک ماه از عمرم گذشته و بعد از یک ماه امروز برای شارژ اکانت اینترنت هم که شده باید برم بیرون.
البته بجز این ایمیل ها چیز دیگه ای هم هست که منو متوجه ی گذر زمان میکنه و اونم اینه که هر ماه یک بار پدر بزرگوار وارد اطاق شده و میفرمایند :

این ماه اقساط وام هات رو دادی ؟! نکنه دیر بشه دیر کرد ازت میگیرنا.

بهر حال بعد از چک کردن ایمیل ها و سایت ها و وبلاگ های دوستان، شروع به انجام پروژه ها میکنم.
(البته اگه کاری دستم باشه)
تا ساعت ۲ به برنامه نویسی پرداخته و بعد از اینکه پدر از اداره اومدند، به سختی خودم رو به میز ناهار میرسونم!
پس از خوردن ناهار دیگه امکان کار کردن وجود نداره، پس ناچارا یه چرتی میزنیم که در بیشتر مواقع کمی از چرت بیشتر شده و ساعت ۴:۳۰ عصر از خواب بلند میشم.

روی لبه ی تخت خواب میشینم، لپتاپ رو روشم میکنم، بلند شده و به سمت آشپزخونه حرکت میکنم.
لیوان رو برداشته، پر از چایی کرده و باز به سمت اتاق حرکت میکنم.
این اعتیاد به چایی هم خودش ماجرا هایی داره ،
یه شب لیوان چایی روی لپتاپ خالی شد  :jittery_tb:
و مجبور شدم همه ی قطعات لپتاپ رو از هم جدا کنم و با سشوار دونه دونشون رو خشک کنم.
(الان که دارم مینویسم هم یه لیوان چای کنارم گذاشته، البته دور از لپتاپ)
جالب اینجاست که چند تا از کلید های لپتاپ تا چند روز به سختی حرکت میکردن
(بخاطر خشک شدن شکر موجود در چای)
خلاصه اینکه دوباره میرم پشت لپتاپ و ایمیلها و وبلاگها رو چک میکنم .

تا حدود ساعت ۸-۹ شب کار میکنم و دیگه کم کم داره حوصلم سر میره و از کار هم خسته شدم.
بعد از اینکه شام رو خوردم میبینم که کاری برای انجام دادن نیست، تفریح سالم هم که وجود نداره،
:drunk_tb:  :smoke_tb:  :guns_tb:
پس بهتره یه کاری کنم که کمی شادی آور باشه و خستگی از تنم در بیاد.
البته کارهای زیادی برای انجام دادن نیست ولی یکیشون اینه که یه خورده سر به سر داداشم که کلاس سوم دبستانه بزارم.  :devil_tb:
بعضی وقتا ازش درساش رو میپرسم که اغلب سوژه ی خندست.
دیشب ازش سوالی پرسیدم که تا نیم ساعت فقط از جوابش میخندیدم!
(الان که دارم مینویسم هم خندم گرفته)   :lol_tb:

سوال: دو تا از هنرمندان ایرانی رو نام ببر؟
جواب:
۱- ناصر الدین شاه
۲- عمارت ملک

خلاصه اگه این داداشمون نبود من حتما از مشکلات روحی خود کشی میکردم!
و اما دو سه ساعت آخر شب رو هم چند تا فیلم و سریال میبینم (نه از تلویزیون!)
ساعت ۱:۳۰ تا ۲ شب هم کم کم میخوابم.
و فردا روز از نو روزی از نو ، حدود ۶ ماهه که این حالت داره تکرار میشه و شدیدا از نداشتن سرگرمی و تفریح سالم  دچار کف کردگی روحی شدم.

ولی خوب خدا دو نفرو خیر بده،
اولی اون کسی که ایده ی این ۱۹م رو داد، بهر حال باعث میشه ما هم از خونه بزنیم بیرون.  :thumbup_tb:
و دومی کسی که این سریال دوستان (Friends) رو به من  داد.
(اسمش رو نمیگم، شاید دلش نخواد ریا بشه!) :wink_ee:

- بی ربط :

امروز وب سایت پرده سرای دیبا (میدون امام) رو تموم کردم ، اگه ببینیدش و نظرتون رو بگید ممنون میشم.
فعلا روی Internet Explorer 6 مشکل داره ولی با IE7 و Firefox میتونید ببینیدش.
http://www.diba-pardeh.com

راستی، نظر مثبتتون رو هم در مورد قالب جدید بگید :d

ببخشید که این پست طولانی شد

نوشتن دیدگاه 380 بازدید تا کنون, 1 بازدید امروز

نوشته های مرتبط

۱۰ دیدگاه :

  1. ایولا ۲ تا هنرمند ایرانی :surrender_tb:

    سایت هم باحال شده اما روی هر بخشش که کلیک می کنی قسمت پایین کادرش خیلی لرزش بدی داره.

    پاسخ

    پاسخ احسان :

    توی IE7 بهتر نشون داده مشه.
    داستان داستان پول و آشه!! :wink_ee:

    پاسخ

  2. کار خوت و جفت کوکاهات درسن احسان … هر وقت خست شد بیو جمب خومون بیشین ! هر وقت میی خو زودی میخی در بیری … نمیویسی خو ! فرندز که کجا رسوندی ؟! آخر خنده بیدا …

    پاسخ

    پاسخ احسان :

    بوا ما تا میایم اونجا خو ترافیک مشتری ایجاد میشه! :wink_ee:
    فرندز هم رسیدم به سری هفت

    پاسخ

  3. سایت پرده سرا هم جالب شده … فقط یه کمی فونتش و منوهاش به هم نمیخورن . هم سایزشون هم خود فونتش … یه کمی با هم هماهنگ تر بشن عالی میشت ! کارت درسسن احسان … رزومه جور کن مخیم بیریم سیشوناااا …

    پاسخ

    پاسخ احسان :

    کار خوت درسسن!
    حتما روی این هماهنگیشم کار میکنم.
    رزومه هم دارم جمع میکنم

    پاسخ

  4. سلام
    پست خیلی با حالی بود.کلی خندیدم :lol_tb:
    راستی اون قضیه رو سانسور کرده بودی !همون که برای از بین رفتن یکنواختی زندگیت میخواستی انجام بدی :wub_tb: ای شیطون :smoke_tb:
    قالب وبت خیلی خوب شده دیگه تغییرش نده :nono_tb:

    در مورد سایت پرده سرا باید بگم که روی IE7واقعاً عالیه
    ولی با Firefox یخوده مشکل داره

    پاسخ

    پاسخ احسان :

    بوا پته مون ری او نده نه! :wink_ee:

    پاسخ

  5. سلام
    در مورد قالب وبتون : همون اولی قشنگتر بود ( جدی نگیر )
    در مورد قالب وبشون : هیدرش خیلی خارجکیه که اتفاقا خیلی خوبه ، در مورد عکساشم اون عکس سومیه بد تو ذوق میزنه .
    پند هفته : اعتیاد به چایی خیلی بده ولی اینو بدون که یک معتاد مجرم نیست بلکه یک بیماره :wink_ee:

    پاسخ

    پاسخ احسان :

    ممنون از لطفتون

    پاسخ

دیدگاه خود را بیان کنید.

~X( ~:D~ ~-~ ^:)^ [-O~ [-( X( O:-) =D~ =)) =(( ;) :~ :x :^o :D/ :D :-w :-t :-bd :-SS :-O :-@ :-?? :-? :-* :- :)] :)) :) :(( :( (:| %-(