اینجا آرشیو وبنوشت های قدیمی من است، برای ادامه ی مرور آرشیو اینجا را کلیک کنید.

و برای دیدن وبلاگ جدید من، اینجا را کلیک کنید

فوتوبلاگ من هم اینجا است.


شورای امنیت و عیسوند!

۲۲ آذر ۱۳۸۷ • دسته: روزنوشت ها

بعد از سه شنبه ی گذشته که با بچه های وبلاگنویس رفته بودیم هلیله، انتقادات زیادی از طرف خانواده متوجه بنده شد که :
سیچه (چرا) با بچه خرده (بچه ها) میری در (بیرون) ولی با ما نمیای عیسوند.  :nono_tb:
(آخه جمعه هایی که هوا خوبه تقریبا همه ی اقوام جمع میشن عیسوند)
(عیسوند : روستایی در حدور ۳۶ کیلومتری شهر بوشهر)

به همبن دلیل پرونده ی ما رو به شورای امنیت  فرستادند، چهل پنجاه تا قطعنامه علیه من تصویب کردند و منو تهدید کردن  :guns_tb:  که یا با ما میای عیسوند، یا دیگه حق نداری با دوستات بری بیرون!

این شد که امروز صبح منم با خانواده راهی عیسوند شدم. :surrender_tb:
از اونجایی که آدم هم قد من پیدا نمیشد، و طبیعتا حوصله ام سر میرفت، گوشی موبایل رو برداشتم و از هرچی که میدیدم عکس میگرفتم.
بعد نیم ساعت پسر عمو و داییم از راه رسیدند و یه خورده فوتبال سه نفره بازی کردیم.
حال این بازی فوتبال به این بود که هر سه تامون توی فوتبال ناشی بودیم وکسی منو مسخره نمیکرد .

آبوا و بی بی م (پدربزرگ و مادربزگ) وقتی منو دیدن خیلی خوشحال شدن و موقع رفتن هم گیر داده بودن که امشب باید باهامون بیای خونه.
هر وقت که میبینمشون متوجه میشم که چقدر  *** هستم و تصمیم میگیرم که از این به بعد هر هفته بهشون سر بزنم ولی وقتی چند روز بگذره همه چی یادم میره!

روی هم رفته امروز خوش گذشت اما جای همه ی شما خالی بود.

اینم چند تا عکس از امروز:

بچه خرده در حال سوک خر دادن و خر سواری مفتی :دی
هانیه کوچولو (همبازی من) در حال خر سواری !

چند تا دیگه! : ۱ ۲ ۳

نکته : حدود یک ماه دیگه اونجا (عیسوند) واقعا سرسبز و قشنگ میشه، اگه بشه یه برنامه بریزیم همه با هم بریم عالی میشه.
نکته ۲ : کاش میتونستیم حقی که پدربزرگا و مادر بزرگا ، پدررا و مادرا به گردنمون دارن رو ادا کنیم و همیشه اسباب خوشحالیشون رو فراهم کنیم.

نوشتن دیدگاه 1019 بازدید تا کنون, 2 بازدید امروز
برچسب‌ها: ٬ ٬ ٬

نوشته های تصادفی

۳۴ دیدگاه :

  1. عجب خر خوشگلی :jittery_tb:
    خره اگه بفهمه عکسش توی اینترنته کلی پیش دوست و رفیقاش قیافه میگیره :tongue2_tb:
    از عکس درخت اولی خوشم اومد خیلی جالبه :thumbup_tb:

    پاسخ

    پاسخ احسان :

    حدود ۲۰ دقیقه پیاده رفتم تا به این درختکو رسیدم!
    ای خرکو هم خر معروفی بیدا، زوری راضی شد که ازش عکس بگیرم :cool1_tb:

    پاسخ

  2. سلام
    یه سئوال بد جور ذهنمو درگیر خودش کرده :
    سیچه بچه خورده ی تو عکس که سوار خرن چوب دستشن ؟

    راستی فوتو بلاگمو راه انداختم ، خوشحال میشم پیشنهادی اگه داری در موردش بدی :
    http://WWW.PHOTO.MABOOD.COM

    پاسخ

    پاسخ احسان :

    اخه صاحاب خر کو ترمزدستیش کشیده بید، خر رو نمیکرد!
    بچه ها هم با چوغ میخاسن راش بندازن
    در ضمن اوکه چوغ دسشن کوکامه :دی

    پاسخ

  3. خوش گذشته انشاالله ؟؟؟ :laughing_tb:

    پاسخ

    پاسخ احسان :

    فقط جای شما خالی بید :rolleyes_tb:

    پاسخ

  4. چرا شما عیسوندی ها چهره تون مثل هم هستین ؟

    پاسخ

    پاسخ احسان :

    ۱- ما عیسوندی نیستیم!
    ۲- اگه اینو از روی عکسی که گذاشتم میگی، اینا همشون بچه های عمو و دایی و … هستن :دی

    پاسخ

  5. همیشه به گردش ایشالا …. چه هانیه خانومتون نازهههههههههههه :clap_tb: درخته هم خیلی جالب بود :thumbup_tb:

    پاسخ

    پاسخ احسان :

    نازی از خودته افشین جان :دی

    پاسخ

  6. سلام
    پیداست که خیلی بهتون خوش گذشته
    می گم این جایی که نوشتی کجا قرار داره؟
    درضمن این دختر کوچولو چقدر نازه

    پاسخ

    پاسخ احسان :

    از بوشهر حدود ۳۶ کیلومتر به طرف مستقیم (برازجون) میری بعد میپیچی دست راست! :دی

    پاسخ

  7. واییییییییییییی نازی این دختر کوچولوهه چقد کیوته

    آخی بدجور حالت رو گرفتن ولی این حالگیریا و این شوراهای امنیت بعضی وقتا لازمه تا روحیه آدم تغییر کنه!!
    ما هم خیلی وقته به مامانبزرگ من سر نزدیم همش میریم پیش ای مامانبزرگ شوهر گلی!! :rolleyes_tb: :rolleyes_tb:
    در مورد سوالی که توی کامنت کردی بودی همونجا جوابتون دادم تشریف بیارین بخونیدش :blush_tb:

    پاسخ

    پاسخ احسان :

    آره، بعضی از حالگیری های شورای امنیت باحال از آب در میاد :دی

    پاسخ

  8. خیلی متن قشنگی بود.
    همینطور عکس ها

    پاسخ

    پاسخ احسان :

    چشات قشنگ میبینه شهروز جان :cool2_tb:

    پاسخ

  9. سلام
    از آشنایی با شما خوشبختم.
    قبلا یک بار در شرکت شما را دیده بودم تا اونروز هلیله فرصت دیدار دوباره دست داد.موفق باشید.
    بزرگترها حق زیادی به گردن ما دارند که ما همیشه از درک آن غافلیم
    موید باشید

    پاسخ

    پاسخ احسان :

    منم همینطور.
    کدوم شرکت :question_ee:

    پاسخ

  10. سلام آق احسان … همیشه به گردش و موافقم با آقای میگلی که ما از درک آن غافلیم نسبت به بزرگتر ها ….
    اگر رفتیم باید یه خر اختصاصی برای من بیارید … میشم پایه سواری .. :guns_tb:

    پاسخ

    پاسخ احسان :

    شماها بیاین ، خرتون با من !!!

    پاسخ

  11. راستی تهدید درسته نه تحدید ! نشون به اون نشون … :rasberry_ee:

    پاسخ

    پاسخ احسان :

    بوا ضایعمون نکن نه! :wink_ee:

    پاسخ

  12. منم خیلی وصف عیسوند و شنیدیم .
    ایشالا جور بشه به بچه ها بریم اونجا.

    پاسخ

    پاسخ احسان :

    ایشالله

    پاسخ

  13. ای درختکو مث درخت ارباب حلقه هان خو :دی

    پاسخ

    پاسخ احسان :

    بلکه لوکیشنشون عیسوند بیده، :دی

    پاسخ

  14. احسان جون خوم هر دفه که گفتی اومدوم.
    میگما با بابا تینا این همه راحت میری بیرون بعد که با ما میخوای بیای این همه ناز میکنی ؟ بزار دفه دیگه بشه :D
    عیسوند هم ایشالا میخرم برات :D

    پاسخ

    پاسخ احسان :

    خو وقتی سر میزنی یه چیزی هم بنویس تا بفهمیم اومدی، دلمون سیت تنگ نشه نه.
    مو ناز کردم؟! آدم ساکت تر مو گیر نیووردی اذیتش کنی؟!! :دی

    پاسخ

  15. عکس از ای قشنگتر نبی که سی هانیه بندازی مثل دخترای عیسوندی شده بی ولی عکس درختت خیلی قشنگن

    پاسخ

    پاسخ احسان :

    می دختری عیسوندی چشونن؟!!!:دی
    خواهش میکنم ،

    پاسخ

  16. بعضیها فقط بلدن شعار بدن.خودت سالی چند بار میری عیسوند.

    پاسخ

    پاسخ احسان :

    من هم گفتم “کاش میشد”شعار هم ندادم، این حرف رو به خودم زدم!

    پاسخ

  17. سلام
    یکی از دوستام توو راهه بوشهر بود بهم گفته بود یه روستا اون اطراف هست به فامیلی تو آخه فامیلیم عیسونده من لر بختیاری هستم
    و اصالتا الیگودرزی الان هم اتفاقی وبلاگتونو دیدم خیلی تعجب کردم
    خدا قوت

    پاسخ

  18. خیلی مردیا ،خوب وصف ولاتمون رو کردیه ،ولی بیو تا جای دیدنیش رو نشونت بدم

    پاسخ

دیدگاه خود را بیان کنید.

~X( ~:D~ ~-~ ^:)^ [-O~ [-( X( O:-) =D~ =)) =(( ;) :~ :x :^o :D/ :D :-w :-t :-bd :-SS :-O :-@ :-?? :-? :-* :- :)] :)) :) :(( :( (:| %-(