لعنت بر شیطون
ممکنه به بعضی ها بر بخوره، ولی من همینم، حرفهامو رک میزنم!!
چرا حاشیه میسازین؟!! ، چرا جو رو متشنج میکنید، چرا پشت سر همدیگه حرف در میارید چرا …
با همه ی مشکلاتی که این روزا داشتم سعی خودم رو کردم که سایت رو اماده کنم، از خیلی کارهام زدم و …
منتی هم سر کسی ندارم، وظیفم بوده که آمادش کنم چون قول داده بودم.
اما خداییش این رسمش نیست که میشینید حرف درست میکنید.
اگه جای کسی رو تنگ کردم، موقعیت کسی رو به خطر انداختم خیلی راحت بگید، خوب چرا اینهمه شلوغش میکنید.
اول جواب سوالهای آقا صادق گل:
۱– از نظر فنی اون دامنه به نام کسی ثبت شده که من بهش دسترسی ندارم و برای هر کاری باید دنبالش بگردم.
پس عقل سلیم میگه که بهتره دامنه ای رو ثبت کنم که بتونم راحت مدیریتش کنم و امنیت و اطمینان داشته باشه.
۲- من کارهایی که میکنم رو از روز اول گفتم به هیچ نهادی ربطی نداره و برای وبلاگ نویسای بوشهریه. اگه هم الان عنوان سایت این هست بخاطر صحبتی هست که با افشین، پویا،محمود، حسین و بعضیهای دیگه کردم.
من نمیدونم اصلا مسئول فعلی خانه کیه و نمیخوام هم بدونم، به دلیلها و دولولها!
و اما جواب سوالهای آقا مجتبی عزیز:
۱- یا من نمیدونم وبمستر و مدیر سایت یعنی چی یا شما . (بهتره اینجا رو ویکیپدیا قضاوت کنه)
دوست من اگه خانه وبلاگ نویسان مدیریت داشت، وقتی از شروع چنین پروژه ای با خبر شد (۱۰ آذر) تماسی با من میگرفت که تو کی هستی و چی میخوای؟!
۲- اصول امنیت اینو میگه که بهتره یک نفر از مسائل امنیتی و سورس سایت اطلاع داشته باشه. که فردا یقه ی یه نفر رو بشه گرفت.
حالا اگه مدیر خانه این اطلاعات رو داشت چه تفاوتی براش میکرد؟! مثلا چکار میخواد بکنه که اطلاعات امنیتی رو نیاز داره؟!
۳- گمون میکنم بعد از خوندن اون صفحه توی ویکی پدیا، معنی مدیر سایت رو فهمیده باشی.
- روی چه حسابی میگید که اطلاعات شخصی افراد در انحصار منه؟!
اطلاعات شخصی افراد به چه درد من میتونه بخوره؟!!
ضمنا توی فرم از کسی آدرس خواسته نشده و فقط شهرستان محل سکونت هست.
- این سیستم مورد اطمینانه و هیچ حفره ی امنیتی نداره، و حتما اطمینان داشتم که میتونم امنیتش رو تامین کنم که اطلاعات شخصی افراد رو ثبت میکنم.
وقتی که موقع عضو شدن به کاربر اطمینان میدم که اطلاعاتتون در اختیار کسی قرار نخواهد گرفت، یعنی از این امر مطمئنم.
اما ظاهرا به عقیده ی شما بنده دروغ گو هستم.
- اونجایی که گفتم در صورت رفتنم کلمه عبور رو به نفر بعدی میدم یک محیط تخصصی نبود وگرنه خیلی تخصصی میگفتم که چه کار هایی میکنم.
و توی خط بعد گفتم که دلیل این کارم رو توی یه موقعیت مناسب توضیح میدم.
ولی خوب شما منتظر اون موقعیت مناسب نشدید و بنده رو محکوم کردید.
—————————————————————–
حالا میفهمم که فلانی چی میگفت.
حالا میدونم چرا میگفت پشیمون میشی!
حالا میفهمم که چرا توی این چند سال خانه ی وبلاگنویسان هیچ تکونی نخورده!!
پیشنهاد :
یه جلسه گذاشته بشه، نه فقط مسئولین بلکه همه ی اعضاء دعوت بشن و هرکسی که نیومد فردا حق اضهار نظر نداره.
حرفها زده بشه و تصمیمات گرفته بشه که فردا هیچ حرف و حدیثی توش نباشه.
ضمنا اگه قرار این کار بشه بهتره حد اکثر تا یک هفته دیگه انجام بشه.
اگه کسی تو این ماجرا از من ناراحت شده رسما ازش عذر میخوام.
همش تقصیر من هست. همین الان قهر میکنم و وبلاگم هم میبندم. ولی خواهشا اگه مراسمی، شامی، ناهاری، هلیله ای چیزی بود منم خبر کنین
پاسخ
پاسخ احسان :
آذر ۳۰م, ۱۳۸۷ در ۱۰:۵۷ ق.ظ
مگه مو باتو شوخی دارم؟!!
پاسخ
حالا پشیمونی؟
پاسخ
پاسخ احسان :
آذر ۳۰م, ۱۳۸۷ در ۱۰:۵۸ ق.ظ
پشیمون که نه، عصبانی بودم که الان نیستم! :wink_ee:
پاسخ
فکر کنم منظور مطلب من رو متوجه نشدید . دوباره ملب من رو بخونید . متوجه منظور بنده میشوید .
پاسخ
پاسخ احسان :
آذر ۳۰م, ۱۳۸۷ در ۱۱:۰۴ ق.ظ
گمونم اگه شما و آقا صادق توی وبلاگتون اون مطالب رو نمینوشتید و بعضی های دیگه اون حرفایی که به گوش من رسید رو در نمیاوردن، آلان هیچ دلخوری پیش نیومده بود.
اگه کسی حرفی داشت راحت میشد بامن تماس بگیره و موضوع رو مطرح کنه اینطوری شاید منم بهتر متوجه میشدم!
به هر حال باز هم عذر میخوام اگه حرف بدی زدم.
پاسخ
احسان جان کاری ندارم دو طرف کی هستند ! کلی میگم : بوشهری ها همینن … خودشون عرضه انجام دادن هیچ کاری رو ندارند و هر وقت کسی بخواد کاری بکنه جلوی پاش سنگ میندازن !!! متاسفانه از قدیم اینطوری بوده و این اخلاق پیرزنی هنوز بین بعضی از جوونهای امروزی هست . شما کار درستی کردی زحمت کشیدی و دست گلت هم درد نکنه . کاری کردی که خیلیا توی یه مدت طولانی نکرده بودند !!! یه جلسه میذاریم و همه دربارش حضوری و رو در رو حرف میزنیم و شما هم تا اون روز صبور باش و چیزی نگو :smiley2_tb:
پاسخ
پاسخ احسان :
آذر ۳۰م, ۱۳۸۷ در ۱۱:۱۱ ق.ظ
افشین جان من خیلی آدم ساکت و صبوری هستم ، گمونم تا حالا منو شناخته باشی.
اگه هم این مطلب رو نوشتم به دو دلیل بود :
۱- اگه نمی نوشتم نمی تونستم راحت بخوابم
۲- یه موج عجیب شایعه علیه خودم دیدم که بهتر دونستم با این پست مهارش کنم
فقط همین
پاسخ
پاسخ مجتبی :
آذر ۳۰م, ۱۳۸۷ در ۴:۳۵ ب.ظ
میشه لطف کنید بگید شما توی این ۲ سال چه کاری روانجام دادید ؟
پاسخ
پاسخ احسان :
آذر ۳۰م, ۱۳۸۷ در ۵:۱۷ ب.ظ
اگه منظورت منم که توی این ۲ سال نه !
بیش از چهار ساله که هر چند وقت یک بار پیشنهاد هایی میدم که رد میشه و همون مدیر ها میگن که خودمون برنامه داریم براش ولی خوب خبری نیست.
پاسخ
سلام
بابا چه خبره اینجا !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
پاسخ
پاسخ احسان :
آذر ۳۰م, ۱۳۸۷ در ۵:۱۰ ب.ظ
چیزی نیست ، انشاالله خیره
پاسخ
فکر نکنم من اینجا کاره ای باشم ولی چون بحث درباره ی وبلاگ نویسان بوشهریه و دیدم جو اینجوریاس گفتم یه نظرم من بدم
اولا دربست با کامنت شماره ی ۴ موافقم ! حالا یکی زحمتشو کشیده و وقتشو گذاشته رو اینکار ، درست نیست طرفو به غلط کاری متهم کنیم که ( البته ببخشید احسان جان ولی من برداشتم اینه )
دوما من تا حالا ندیدم همچین پروژه هایی چیزی به نام مدیر داشته باشه ، اصلا قابل تعریف هم نیست چون باید کل وبلاگ نویسان ( چون اسمش خانه وبلاگنویسانه ) یه جایی جمع بشن و مثلا یه مدیر انتخاب کنن !
سوما جناب دهقانی ! این دفعه اگه خواستی سایتو راه بندازی یه بلا نسبت نسخه بتا هم بزن بغلش که سو تفاهمات کمتر بشه .
چهارما در جواب بعضی ها که دارن این کامنتو میخونن و پشت سر ما یه چیزایی میگن : برو بابا خودت چی میگی :tongue2_tb:
پاسخ
پاسخ احسان :
آذر ۳۰م, ۱۳۸۷ در ۵:۱۹ ب.ظ
- پیش از این تقریبا همه بچه ها جمع شدند و توی انتخابات کسانی رو بعنوان مدیر انتخاب کردند.
- گمونم نسخه ی ابتدایی یه جورایی یعنی همون بتا!
پاسخ
سی عماد بیگین یه کاری کنه…دلمون خشن رئیس خانه وبلاگنویسانن…
پاسخ
نه احسان جان اصلا منظورم تو نبودی
پاسخ
به قول مجتبی ما که متخصص نیستیم بهتره نظر ندیم :wink1_tb:
پاسخ
پاسخ احسان :
آذر ۳۰م, ۱۳۸۷ در ۱۰:۱۹ ب.ظ
انشاالله روز سه شنبه همه میان و نظراتشون رو میگن
پاسخ
خطاب به این دوستان:
فکر نمیکنید دارید شورشو در میارین!؟ :furious_tb:
بابا این همه جار و جنجال بخاطر کسی که خواسته بهتون لطف کنه و یه کاری براتون بکنه!؟
پاسخ
پاسخ احسان :
آذر ۳۰م, ۱۳۸۷ در ۱۰:۲۰ ب.ظ
احسان جان ، مشکل خاصی نیست !
یه سوء تفاهم بود که داره رفع میشه.
پاسخ
bale
jalebe
,
khobi agha ehsan
?
ma ke mesle ghabl dooset darim
پاسخ
پاسخ احسان :
آذر ۳۰م, ۱۳۸۷ در ۱۰:۲۱ ب.ظ
هادی جان منم همتونو دوست دارم.
این جور مسائل پیش میاد مهم اینه که ازش درس بگیریم.
من که گرفتم!
پاسخ
توی این دنیا بعد از ۱۰۰ سال زندگی با زجر و تلاش یادگرفتم که هیچ کاری بدون حاشیه نمی شه … تو آدم قوی و خوش قلبی هستی … بذار همه حرفاشونو بزنن … اگه این حرف زده نشه اونجوری که دلت می خواد نمی تونی یه کار بی نقص انجام بدی … همه چیز درست می شه مرد صبور … همه بچه ها چه اونایی که حرف می زنن چه اونایی که ساکتن همه آدمهای بزرگی هستند … اینو تا حالا خودت متوجه باید شده باشی … همیشه حرفهایی هست که آدم می تونه با انتخاب بهتر کلمات هزارانبار بهتر اونو مطرح کنه …ولی واقعا بعضی وقتها نمی شه … ممنونتم داش /. :devil_tb: :snake_ee:
پاسخ
پاسخ احسان :
دی ۱م, ۱۳۸۷ در ۵:۴۷ ب.ظ
کاملا درسته
پاسخ
منم فردا میخوام خانه وبلاگ نویسان ۳ بسازم.
می مو چمن ؟
پاسخ
پاسخ احسان :
دی ۲م, ۱۳۸۷ در ۵:۰۸ ب.ظ
بسم الله!
ولی اول سعی کن دونگت بدی! :دی
پاسخ