جنون آنی !!
گاهی وقتا آدما دچار جنون آنی میشن!
آدما رو نمیدونم ولی برای من در اثر فشار شدید روحی این اتفاق می افته!
یه جنون آنی خفیف دیگه رو همین امشب رد کردم!!
توضیح درمورد “برای آخرین بار” :
فقط به دو جمله ی زیر اعتقاد دارم و بقیه ی مطالب پست قبلی (بجز پ.ن ها) متاثر از جنون آنی بودند.
۱ – هیچوقت سر از کار خدا در نیاوردم!!
۲ -گاهی آدم تاوان اشتباهی که کرده رو میده و گاهی تاوان اشتباهی که نکرده!!
توضیح جمله دوم :
شاید دلیل بوجود اومدن جمله ی دوم اعتقاد به جمله ی اول باشه!
ممکنه بعضی وقتا بهترین موهبت الهی رو تاوان بدونیم ولی بعد از یه مدت متوجه بشیم که ماجرا چیز دیگه ای بوده و ما از زاویه ی بدی ماجرا رو میدیدیم .
در حقیقت اون چیزی که میبینیم دقیقا اون چیزی نیست که اتفاق افتاده و یا قراره اتفاق بیفته.
این جور چیزا توی زندگی ما (من) زیاد اتفاق افتاده ولی خوب باید عبرت گرفت.
امشب قرآن رو باز کردم و شروع کردم به خوندن و ترجمه کردن آیه ها (معمولا وقتی توی ۲ راهی قرار میگیرم این کارو میکنم) ، آیه ی اول صفحه باعث شد که دیگه به خوندن ادامه ندم، چون همون یه آیه برای من کافی بود.
آیه ۲۵ سوره ابراهیم :
هر زمان میوه خود را به اذن پروردگارش مىدهد. و خداوند براى مردم مثلها مىزند، شاید متذکر شوند (و پند گیرند)!
اما،
برای فراموش کردن بعضی خاطرات تلخ و شیرین ، دارم میرم مسافرت و مدتی اینجا نمی نویسم به امید اینکه همه چیز به حالت عادی برگرده!
این روزا سخت ترین روزای زندگیمه، خیلی به دعاتون محتاجم .
مولای من، ای مولای من
تو آفریننده ای و من آفریده ، و آیا کسی غیر از آفریننده بر آفریده ترحم میکند؟!
تو راهنمایی و من سرگردان، و آیا کسی جز راهنما بر سرگردان ترحم میکند؟!
پ.ن :
کاش زندگی Undo داشت یا میشد یه جاهاییش رو پاک کنیم.
و باز هم سر از کار خدا در نمیارم ، داره چیکار میکنه، فقط خودش میدونه!
تا حالا شده تو دل شب، امید به دیدن خورشید داشته باشید؟!
الان من دقیقا اینجوریم، کاش این امید از بین میرفت و یا به یقین تبدیل میشد.
پ.ن ۲:
از دوستانی که این روزا توی تحویل پروژه هاشون تاخیر داشتم عذر میخوام.
پ.ن ۳ (در رابطه با کامنت های پست قبلی):
توی وبلاگ من، آزادی بیان مطلق هست!، مطمئن باشید نظرتون پاک نمیشه .
پ.ن۴ :
محرم در راه است…
سلام دوست عزیزم احسان
امیدوارم مشکل همه حل شه !
امیدوارم
پاسخ
پاسخ احسان :
دی ۷م, ۱۳۸۷ در ۳:۰۰ ب.ظ
ممنون
پاسخ
in soreye ebrahim ro kheili nokate ghashangi dare
makhsoosan ayeye 32
ke dar morede lam yazra boodan mige
koli toosh mafhoome
پاسخ
خوشحالم
نه به خاطر جنون آنی
به خاطر نتیجه ای که ازش گرفتی
خدا یه حکمتی داره و این حکمت میتونه روزی تو باشه
پاسخ
سلام
داخل پست قبلیتون چیزی ننوشتم چون واقعا گیچ شده بودم
اما فکر کنم.. بگذریم
انشالله همه چیز به حالت عادیش برگرده
موفق باشی
مسافرت خوش بگذره
پاسخ
پاسخ احسان :
دی ۷م, ۱۳۸۷ در ۵:۲۰ ب.ظ
امیدوارم
ممنون
پاسخ
سلام
دل نوشته های جالبی داری
ادیدمت .
پاسخ
می دونستم که بر میگردید …
و خوشحالم که برگشتید …
امیدوارم مسافرت خوش بگذره و با روحی تازه برگردین .
پاسخ
پاسخ احسان :
دی ۷م, ۱۳۸۷ در ۵:۲۲ ب.ظ
از کجا میدونستی؟!
خودمم نمیدونستم! :دی
پاسخ
سلام احسان
فضای وبلاگت عجیب روحانی شده اگه موافقی یه چند تا شمع بذاریم بالای مونیتور مون بلکه حاجتمونو از وبلاگت گرفتیم :devil_tb:
پاسخ
پاسخ احسان :
دی ۷م, ۱۳۸۷ در ۳:۰۴ ب.ظ
یه چی سیت میگما!! :furious_tb:
پاسخ
پاسخ عقل کل :
دی ۷م, ۱۳۸۷ در ۶:۴۱ ب.ظ
پرا میزنی بچه رو لابد دوباره دلش بتامتاشون گوز میخواد! :doh_tb:
پاسخ
پاسخ یک حسن :
دی ۷م, ۱۳۸۷ در ۷:۱۱ ب.ظ
مو رفتم مینی بوس گرفتم شو جمعه با بچه ها بیایم تو وبلاگت دعا بخونیم ولی سی کن چطوری ای اراذل و اوباش جو اینجا رو با سوتیای خودشون خراب کردن :huh_tb:
پاسخ
پاسخ احسان :
دی ۸م, ۱۳۸۷ در ۱:۱۴ ق.ظ
این روزا حالِ حال گیری کردن رو ندارم!
ولی به وقتش حال هر دوتاتونو میگیرم :exclaim_ee:
پاسخ
منم جنون آنی گرفتم…منگل شدم اصلا… :jittery_tb:
پاسخ
منم جنون آنی روچندبارتجربه کردم مغزت هنگ می کنه یه سرگیچه کاذب که دلت می خوادهمون لحظه دنیابراچندلحظه هم که شده وایسه
پاسخ