هرکه در این حلقه نیست،فارغ ازین ماجراست
برای اون دوستانی که نظرشون اینه که، ارزشش رو نداره و از این جور حرفا!،
سالها پیش به بنده خدا سعدی هم گیر داده بودن که این چه وضعشه دیگه!
سعدی کار منو راحت کرده و حرف دلمو زده، برای گرفتن جواب به قسمت درشت (Bold) شده عنایت بیشتری داشته باشد:
سلسله ی موی دوست، حلقه ی دام بلاست
هرکه در این حلقه نیست، فارغ ازین ماجراست
دلشده ی پای بند، گردن و جان در کمند
زهره ی گفتار نه، کاین چه سبب وان چراست؟گر بزنندم به تیغ، در نظرش بی دریغ
دیدن او یک نظر، صد چو منش خون بهاست
گربرود جان ما، در طلب وصل دوست
حیف نباشد که دوست، دوست تر از جان ماست
مایه ی پرهیزگار، قوت صبر است وعقل
عقل گرفتار عشق، صبر زبون هواستگربنوازی به لطف، ور بگذاری به قهر
حکم تو بر من روان، زجر تو بر من رواستسعدی از اخلاق دوست، هر چه بر آید نکوست
گو همه دشنام گو، کز لب شیرین دعاست
- اصولا باید در این حلقه باشی تا متوجه بشی، اونی که توی باغ باشه میدونه که ارزشش رو داره!
- تا حالا عبارت عزیزتر از جان رو شنیدید؟! بعضی ها یا بعضی چیزها برای آدم از جان هم عزیزترند.
اگه هم که هنوز قانع نشدین، برین تا معلم ادبیات فارسیتون سیتون توصیح بده!
در پایان هم از سعدی تشکر میکنم بابت شعرش.
هیچکس نمی تواند خودش را جای شخص دیگری بزاره . من فقط میگم توکل کن همین . انشالله که هرچی خیر باشه پیش میاد . راستی نگفته بیدی که با سعدی رابط داری
. با آدم های مهمی میپلکی . پس سعدی ای شعر کو سی خاطر تو گفته !!!!!!
دسش درد نکنه حتما رفتی شیراز سوغاتی سیش ماهی ببر
پاسخ
پاسخ عقل کل :
بهمن ۳م, ۱۳۸۷ در ۸:۱۹ ق.ظ
توکل که باید کرد! اما خدا میگه از تو حرکت از من برکت!
پس نمیشه به اسم اینکه توکل کردیم دست رو دست بزاریم تا هدف به ما برسه! بلکه ماییم که میخوایم به هدف برسیم!
پاسخ
پاسخ احسان :
بهمن ۳م, ۱۳۸۷ در ۹:۰۸ ق.ظ
تائید میشه
پاسخ
پاسخ رضا ( عبدو ) :
بهمن ۳م, ۱۳۸۷ در ۱:۰۲ ب.ظ
منظور من این نبود عقل کل جان که فقط توکل کنیم همیشه پشت توکل باید عمل هم باشه بدون عمل توکل معنی خودش را ندارد .
پاسخ
پاسخ عقل کل :
بهمن ۳م, ۱۳۸۷ در ۱:۲۸ ب.ظ
نقل قول از « رضا ( عبدو )» :
من فقط میگم توکل کن همین . انشالله که هرچی خیر باشه پیش میاد .
——————–
پاسخ
پاسخ احسان :
بهمن ۳م, ۱۳۸۷ در ۹:۰۸ ق.ظ
کبوتر با کبوتر باز با باز!
به هر حال آدم حرفه ای باید با حرفه ایی ها هم بگرده!
…احسان (امیری)،
“چه میگن اینا؟!!، شیراز؟! ، میای بریم چه؟!!”
پاسخ
ما هم بابت کمک سعدی در آپدیت وبلاگ رفیقمون صمیمانه ازش تشکر میکنیم.
میخی تا لوح تقدیر هم سیش آماده کنیم؟
پاسخ
پاسخ احسان :
بهمن ۳م, ۱۳۸۷ در ۹:۰۰ ق.ظ
حاا یادت باشه تو جلسه ی دیگه که خواسیم در مورد سایت الکی دعوا کنیم
از سعدی هم تقدیر بشه.
بنده خدا گمونم ناراحت شده!
خیلی وقته که دیگه شعر نمیگه
پاسخ
پاسخ lilipot :
بهمن ۳م, ۱۳۸۷ در ۹:۵۸ ق.ظ
ها نه فقط کم مونده بود لوح تقدیر سی سعدی بدین!!!!
پاسخ
سلام
می گم من هرچی فکر کردم نتونستم از نوشته هات سر دربیارم حالا نمی دونم چون هنوز دارم چرت می زنم اینجوریه یا…………
موفق باشید
پاسخ
پاسخ احسان :
بهمن ۳م, ۱۳۸۷ در ۹:۰۱ ق.ظ
سلام، کم پیدایین!
دیر اومدی میخوای زودم بری؟!!!
این نوشته ادامه ی نوشته های پیشینه!
پاسخ
aziz tar az jan
uhom
movafegham
پاسخ
پاسخ احسان :
بهمن ۳م, ۱۳۸۷ در ۲:۰۶ ب.ظ
منم موافقم
پاسخ
یادتون باشه لوح که خواستید به سعدی بدین ۱ دونه هم به من بدید من تا به حال لوح نگرفتم!!
می ترسم عقده ای بشم!!!
پاسخ
پاسخ احسان :
بهمن ۳م, ۱۳۸۷ در ۱:۱۵ ب.ظ
طارمه،
یکی هم سی ایی آماده کن، میترسم قهر کنه دیگه کامنت نیله !
–
سیل دماغشا
پاسخ
این آهنگ های وبلاگ هم خیلی قشنگه هر هفته ۱ دونه بزارید
پاسخ
پاسخ احسان :
بهمن ۳م, ۱۳۸۷ در ۱:۳۰ ب.ظ
گوشتون قشنک میشنوه.
باشه حتما، به شرطی که پیل تبلیغات ازمون نگیرین
پاسخ
مو نمیفهمم کی گفته بیده ارزشش نداره ؟ والا بلا ارزشش رو داره مگه آدم چند بار به دنیا میآد ، سی کی می خواد زندگی کنه و از این جور حرفا …
ایشاله موفق یاشی و بی ربط :
گوهر اگر خواهی بسی یا طالب مهر کسی
خواهی به مقصودت رسی در یاب درّ پارسی
پاسخ
پاسخ احسان :
بهمن ۳م, ۱۳۸۷ در ۱:۳۲ ب.ظ
والا اونی که گفت ارزش نداره خو الان خوش به یه کیچه ی دیگه ایی زده!
و در مورد آهنگ وبلاگ و از ایی جور حرفا سخن میگه.
ایشالله موفق باشم و بی ربط؟!!
دست درد نکنه
پاسخ
احسان جان . اگه بخوام دور حروف اسم وبلاگم title یک حاشیه سیاه بزارم باید چه کار کنم . یعنی یک کادر سیاه بیاد دور حروف وبلاگم مثل وبلاتگ خودت . ممنون میشم کمکم کنی . با دردود فراوان
پاسخ
پاسخ احسان :
بهمن ۳م, ۱۳۸۷ در ۱:۲۸ ب.ظ
والا درست متوجه نمیشم چیی میخوای.
اونی که میخوای رو برام بنویس ایمیل کن(یا مسنجر).
کد قالب وبلاگتم برام بفرست.
پاسخ
همین عزیز تر از جان ها هستن که برای آدم بی وفایی در می کنن از خودشون…
پاسخ
پاسخ احسان :
بهمن ۳م, ۱۳۸۷ در ۱:۲۲ ب.ظ
یه بار دیگه شعر سعدی رو بخون!!
خصوصا دو بیت آخر رو.
تو مصراع دوم بیت دوم هم که میگه : زهره ی گفتار نه
زهره مون نی چیی بگیم!
پاسخ
عبارت عزیز تر از جان !
خیلی آشناست … !
پاسخ
پاسخ احسان :
بهمن ۳م, ۱۳۸۷ در ۵:۴۹ ب.ظ
پاسخ
در پایان از خوت تشکر میشود و از سعدی و از استاد شجریان و از خوم که مطلبت خوندوم و اهنگکو گوش دادوم
پاسخ
پاسخ احسان :
بهمن ۳م, ۱۳۸۷ در ۵:۵۲ ب.ظ
با تشکر از سایر منسوبین.
پاسخ
خوشحال میشم به وبلاگ من بیایید!!!
پاسخ